آمار

شما اینجا هستید

ذبح عظیم

تحلیلی پیرامون قیام تاریخی امام حسین (ع)
قسمت سی و سوم: مقصر کیست؟

مقصر کیست؟!

نکته؛ آیا می بایست دنبال مقصر بگردیم؟ آیا مقصر یزید است؟ آیا می توان برای چنین رخداد مهمی(کشته شدن فرزند رسول خدا(ص)) دنبال یک مقصر گشت؟ مقصران این واقعه بسیار مهم شخصیت حقیقی داشتند یا حقوقی؟ نظر شما چیست؟ آیا کوفیان مقصر بودند؟ آیا شیعیان کوفه مقصران واقعی، رخداد کربلا بوده اند؟ آیا شما موافقید هم چون بسیاری از مفاسد انجام شده در روی کره خاکی، دادگاهی برپا شود و خطاکار یا خطاکاران به سزای اعمال خودشان برسند؟
متن
 مقصران شرايطي كه امام حسين(ع) در آن حضور داشتند محصول فکر و عملكرد يك يا دو دهه نبوده است بلكه مسائل سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي و نوع برخورد خلفاي نخستين بعد از فوت پيامبر(ص) با آن ها باعث به حاشيه رانده شدن اهل بيت پيامبر(ص) شده بود. اين روند تا عهد علي(ع) كم و بيش دنبال شد و در مدت خلافت ايشان مديريت جامعه هر چند در مدت كوتاه به مجراي اصلي خودش برگشت ولي بعد از شهادت ايشان دوباره شرايط بر عليه اهل بيت عليهم السلام شد با اين تفاوت كه اين بار با برنامه ريزي منسجم تر از سوي جريان اموي و با مديريت مغز متفكر اين جريان(اموي) يعني معاويه بن ابوسفيان، اين برنامه به اوج خودش رسيد يعني به مرحله ريشه كن كردن دست اهل بيت از حكومت و مديريت جامعه اسلامي انجاميد.
زنده کردن مفاهیم جاهلی(ابزاری برای اعمال فشار) از جمله اقداماتي است كه توسط جريان اموي به رهبري معاويه صورت گرفتند و در روند شكل گيري چنين شرايط سياسي اجتماعي دردوره امام حسين(ع) مؤثر بودند؛
معاويه و پس از او يزيد، شرايط را به گونه اي شكل داده بودند كه خود را در موضع حق به جامعه و مردم نشان مي دادند آن ها با ترويج گرايش مرجئه(نجات بخش بودن ایمان، هرچند عمل نادرست باشد) و تأمين مشروعيت اعمال خويش عملاً اكثريت جامعه را در موضع تأييد حكومت خود قرار داده بودند. مي توان تركيب يا لايه هاي اجتماعي آن روزگار را در نسبت با حكومت معاويه و يزيد اينگونه تقسيم كرد:
- قبايل حامي حكومت، آناني كه در حكومت مشاركت داشتند، مانند بني اميه و هم پيمانان آنان.
- قبايلي كه به نسبت بذل و بخشش معاويه و يزيد حكومت را تأييد مي كردند.
- گروه هاي مخالف حاكميت، كه اهل بيت و پيروان آنان در اين حوزه قرار مي گرفتند.
از سوي ديگر از آن جا كه ارزش هاي اسلامي همانند اخوت و عدالت در دوران امام حسين(ع) فراموش شده بود. معاويه و يزيد نيز به رقابت هاي قومي و جاهلي دامن مي زدند و شعله ور مي ساختند. چراكه آن ها به خوبي مي دانستند كه در فضاي پر عصبيت تفاخر قبيله اي و جاهلي مي توانند حكومت خويش را استمرار بخشند. در اين ميان «شعر» به عنوان عنصري كارآمد نقش درجه اول پيدا كرد. و ابزار جدي مفاخرات قومي شد. اشعار اخطل و فرزدق و جرير، به خوبي فضاي دهه چهل و پنجاه و شصت هجري را نشان مي دهد. اين مفاخرات تنها در محدوده شعر نيز باقي نمي ماند. حديث سازان با توجه به سياست هاي امويان در اين دوره مي كوشيدند براي قبايل به ويژه براي خاندان بني اميه احاديثي سفارشي را جعل كنند. احمد امين از ابن عرفه نقل كرده است كه بسياري از احاديث در شأن صحابه در دوران بني اميه ساخته شد. آنان مي خواستند بني هاشم را تحقير كنند. و نيز احاديثي در شأن قريش و انصار و جهينه و مزينه و اسلم و غفار و اشعريين و حميريين ساختند.(1)  از طرف ديگر معاويه به عمالش نوشته بود كه در هر شهر و دياري مأموريت دارند شهادت شيعيان را قبول نكنند، آنان را طرد كنند و در برابر، طرفداران عثمان را دريابند.(2)
نتیجه؛ آیا شما با این ایده که خطاکاران وقایع، تنها مربوط و محدود به همان دوره زمانی نمی شوند، و بلکه به انسان های حاضر نیز این گناه و خطا و عیب سرایت نموده است، موافقید؟ آیا تا به اکنون به این قضیه فکر نموده اید که آیا شما بله شما، چقدر در این واقعه و رخداد مهم و سرنوشت زا تقصیر دارید؟ قصور بله.. ممکن است بگویید ما که در آن زمان نبوده ایم چطور تقصیرکار باشیم؟! .. اما آیا اتفاقات و رخدادها در زمان خود فقط پایا و باقی می مانند؟!

[1] . احمد، امین، فجر الاسلام، قاهره، مکتبة النهضة المصریة ،1964 م، ص 212-213.

[2] . ابن ابي الحديد، همان، ج11، ص44.

پژوهشگر: وحید متشکر
انتهای پیام/14

 

+1
0
-1
تلگرام طاووس بهشت

دیدگاه جدیدی بگذارید